



بعضی تصمیمها از یک خاطره قدیمی آغاز میشوند؛ از ریشههایی که سالها پیش در یک خانواده شکل گرفتهاند و روزی به ثمر مینشینند. برای خانم فیروزه صدیقی، خیر مدرسهساز، ساخت مدرسه نه یک تصمیم ناگهانی، بلکه ادامه راه خانوادهای بود که تمام زندگیاش با تعلیم و تربیت گره خورده بود. او متولد تهران و دانشآموخته کارشناسی ارشد اقتصاد از دانشگاه شهید بهشتی است. سالها در وزارت امور اقتصادی و دارایی و سپس در بانک توسعه صنعتی فعالیت کرده، مدتی نیز برای ادامه تحصیل فرزندانش در انگلستان زندگی کرده است. اما پس از بازگشت به ایران، علاوه بر تأسیس مجتمع بیوتکنولوژی گیاهی «رعنا»، مسیر تازهای را برای ماندگار کردن نام خانوادهاش انتخاب کرد؛ مسیری که به ساخت یک مدرسه انجامید.
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۵/۷
بررسی راهکارهای ساماندهی مسائل مالی و مالیاتی مجمع خیرین مدرسه ساز شهرستان های استان تهران
۱۴۰۵/۵/۶مدرسه ای که از عشق به پدر و مادر متولد شد
بعضی تصمیمها از یک خاطره قدیمی آغاز میشوند؛ از ریشههایی که سالها پیش در یک خانواده شکل گرفتهاند و روزی به ثمر مینشینند. برای خانم فیروزه صدیقی، خیر مدرسهساز، ساخت مدرسه نه یک تصمیم ناگهانی، بلکه ادامه راه خانوادهای بود که تمام زندگیاش با تعلیم و تربیت گره خورده بود.
او متولد تهران و دانشآموخته کارشناسی ارشد اقتصاد از دانشگاه شهید بهشتی است. سالها در وزارت امور اقتصادی و دارایی و سپس در بانک توسعه صنعتی فعالیت کرده، مدتی نیز برای ادامه تحصیل فرزندانش در انگلستان زندگی کرده است. اما پس از بازگشت به ایران، علاوه بر تأسیس مجتمع بیوتکنولوژی گیاهی «رعنا»، مسیر تازهای را برای ماندگار کردن نام خانوادهاش انتخاب کرد؛ مسیری که به ساخت یک مدرسه انجامید.

جرقهای که هر روز تکرار میشد
خانم صدیقی از روزی میگوید که تصمیم ساخت مدرسه در ذهنش شکل گرفت؛ تصمیمی که هر روز با عبور از یک مدرسه در ملارد پررنگتر میشد.
او میگوید: «هر روز که برای کار به ملارد میآمدم، از کنار مدرسه دخترانه برکت عبور میکردم. هر بار با خودم فکر میکردم چرا من مدرسهای به نام پدر و مادرم نسازم؟»
این سؤال ساده، کمکم به یک تصمیم بزرگ تبدیل شد؛ تصمیمی که ریشه در عشق و احترام به پدر و مادری داشت که عمرشان را صرف فرهنگ و آموزش کرده بودند.
یادگاری که با همراهی خانواده ساخته شد
پدر خانم صدیقی فرهنگی بود و او نیز در خانوادهای رشد کرده که آموزش، مهمترین سرمایه زندگی محسوب میشد. به همین دلیل، ساخت مدرسه برای او تنها ساختن یک ساختمان نبود؛ ادای دینی بود به سالها تلاش پدر و مادرش.
او این ایده را با خواهر و برادرش در میان گذاشت و میگوید با استقبال خواهر و همسرش روبهرو شد. نتیجه این همدلی، ساخت مدرسهای به نام پدر و مادرشان در شهرستان ملارد بود؛ مدرسهای که تنها در مدت یک سال ساخته شد و در مهرماه ۱۴۰۴ پذیرای دانشآموزان شد.
مدرسه؛ جایی که انسان ساخته میشود
خانم صدیقی معتقد است ارزش واقعی مدرسه، فراتر از دیوارها و کلاسهای آن است.
او میگوید: «چون در خانوادهای فرهنگی بزرگ شدم، خوب میدانستم مدرسه چه نقش شگفتانگیزی در ساختن انسانها دارد. چه کاری ارزشمندتر از اینکه تعداد مدارس کشور بیشتر شود تا در همه شهرها و روستاها، انسانهای شریف، توانمند و مسئولیتپذیر تربیت شوند.»
از نگاه او، مدرسهسازی سرمایهگذاری برای آینده یک ملت است؛ آیندهای که از کلاسهای درس آغاز میشود.
هیچ کار خیری با تنهایی آغاز نمیشود
خانم صدیقی باور دارد شرایط اقتصادی امروز ممکن است بسیاری از علاقهمندان به مدرسهسازی را نگران هزینهها کند، اما این نگرانی نباید مانع انجام این کار خیر شود.
او تأکید میکند: «شاید امروز ساخت یک مدرسه برای یک نفر از نظر مالی دشوار باشد، اما اگر چند نفر همفکر و همعقیده کنار هم قرار بگیرند و با برنامهریزی مشارکت کنند، میتوانند این مسیر را طی کنند. مدرسهسازی یکی از ارزشمندترین کارهای خیر است و با همدلی، انجام آن دور از دسترس نیست.»
داستان فیروزه صدیقی یادآور این حقیقت است که گاهی یک اندیشه ساده، یک خاطره خانوادگی و یک تصمیم از دل محبت، میتواند به خانهای برای آموزش صدها کودک تبدیل شود؛ خانهای که سالها بعد، ثمره آن را باید در زندگی انسانهایی دید که از پشت نیمکتهای همان مدرسه، آینده ایران را خواهند ساخت.
اولین نفری باشید که پیام خود را ثبت میکند